عنوان

Test , Test , Test

طرح توجیهی

طرح توجیهی فرآوری و بسته بندی آجیل و خشکبار طرح توجیهی فرآوری و بسته بندی آجیل و خشکبار
طرح توجیهی فرآوری و بسته بندی آجیل و خشکبار طرح توجیهی فرآوری و بسته بندی آجیل و خشکبار
طرح توجیهی عرقیات معطر طرح توجیهی عرقیات معطر
طرح توجیهی تولید و بسته بندی آب معدنی طرح توجیهی تولید و بسته بندی آب معدنی
طرح توجیهی تولید غذای کودک طرح توجیهی تولید غذای کودک
طرح توجیهی تولید بستنی چوبی ، لیوانی ، قیفی طرح توجیهی تولید بستنی چوبی ، لیوانی ، قیفی
طرح توجیهی تولید الکل ازخرما طرح توجیهی تولید الکل ازخرما
طرح توجیهی تولید آب میوه طرح توجیهی تولید آب میوه
طرح توجیهی تولید آب اکسیژنه طرح توجیهی تولید آب اکسیژنه
طرح توجیهی بسته بندی عسل طرح توجیهی بسته بندی عسل
طرح توجیهی آرد سوخاری طرح توجیهی آرد سوخاری
طرح توجیهی آرد سوخاری طرح توجیهی آرد سوخاری
طرح توجیهی بسته بندی عسل طرح توجیهی بسته بندی عسل
طرح توجیهی تولید آب اکسیژنه طرح توجیهی تولید آب اکسیژنه
طرح توجیهی تولید آب میوه طرح توجیهی تولید آب میوه
طرح توجیهی تولید الکل ازخرما طرح توجیهی تولید الکل ازخرما
طرح توجیهی تولید بستنی چوبی ، لیوانی ، قیفی طرح توجیهی تولید بستنی چوبی ، لیوانی ، قیفی
طرح توجیهی تولید غذای کودک طرح توجیهی تولید غذای کودک
طرح توجیهی تولید و بسته بندی آب معدنی طرح توجیهی تولید و بسته بندی آب معدنی
طرح توجیهی عرقیات معطر طرح توجیهی عرقیات معطر
طرح توجیهی فرآوری و بسته بندی آجیل و خشکبار طرح توجیهی فرآوری و بسته بندی آجیل و خشکبار
بسته آزمون های استخدامی همراه با پاسخ بسته آزمون های استخدامی همراه با پاسخ
گلهای جام جهانی ۲۰۰۶ گلهای جام جهانی ۲۰۰۶
آموزش فول کونتاکت آموزش فول کونتاکت
آموزش هنرهای رزمی تکواندو ، کاراته زبان اصلی آموزش هنرهای رزمی تکواندو ، کاراته زبان اصلی
آموزش شمشیر زنی و ووشو زبان اصلی آموزش شمشیر زنی و ووشو زبان اصلی
آموزش ژیمناستیک اورجینال آموزش ژیمناستیک اورجینال
آموزش کاراته زبان اصلی آموزش کاراته زبان اصلی
آموزش بیلیارد زبان اصلی آموزش بیلیارد زبان اصلی
آموزش بوکس آمریکایی زبان اصلی آموزش بوکس آمریکایی زبان اصلی
آموزش تنیس زبان اصلی آموزش تنیس زبان اصلی
آموزش تکواندو ( ضربات پا ) زبان اصلی آموزش تکواندو ( ضربات پا ) زبان اصلی
آموزش جودو پیشرفته زبان اصلی آموزش جودو پیشرفته زبان اصلی
آموزش تای چی چوآن زبان اصلی آموزش تای چی چوآن زبان اصلی
آموزش دفاع شخصی آقایان زبان اصلی آموزش دفاع شخصی آقایان زبان اصلی
آب کردن چربی های بدن در منزل زبان اصلی آب کردن چربی های بدن در منزل زبان اصلی
آناتومی انسان و تشریح کامل بدن زبان اصلی آناتومی انسان و تشریح کامل بدن زبان اصلی
دایره المعارف آناتومی زبان اصلی دایره المعارف آناتومی زبان اصلی
دانشنامه پزشکی (Medical Encyclopedia) زبان اصلی دانشنامه پزشکی (Medical Encyclopedia) زبان اصلی
آموزش فال قهوه اورجینال آموزش فال قهوه اورجینال

 


مرض باربی بودن

نوجوانی جزء دورانی حساس در زندگی هر شخصی محسوب می شود که می‌توان از آن هراس داشت یا آن را به خوبی پشت سر‌گذاشت. بسیاری از روان شناسان معتقدند ریشه بسیاری از اختلالات روانی در بزرگسالی را باید در دوران نوجوانی آن فرد جستجو کرد. یکی از این اختلالات شایع اختلال انورکسیا یا بی اشتهایی روانی است.

لاغری

در طی این دوران حساس زندگی، نوجوان دچار تغییرات شدیدی در ابعاد مختلف روانی، عاطفی، شناختی ، علی الخصوص جسمانی می شود. اکثر نوجوانان درباره رشد وضعیت بدنی خود حساسیت نشان می دهند و جذابیت بدنی،تیپ، صورت ظاهری، وزن بدن و مقایسه خود با سایر دوستان برای هر دختر و پسری حائز اهمیت است. بی اشتهایی روانی به طور زود رس در دوره نوجوانی آغاز می شود، چرا که یکی از ملاک های ارزشگذاری جسمانی، تصویر سازی و آرمان گرایی نوجوانان در زمینه اندام و وضعیت بدنی شان است.

یکی از جذابیت های بدنی “چاق یا لاغر بودن” است که ممکن است منبع نگرانی برای نوجوان باشد و واکنش عاطفی نوجوان به آن می تواند بر دیگر ابعاد رشدی او تاثیر بگذارد.

برخی از نوجوانان علی الخصوص دختران احساس می کنند چاق و بد هیکل اند و به خاطر وجود این صفات بدنی،احساس خجالت،سرخوردگی، گوشه‌گیری می کنند و می خواهند از هر طریق ممکن خود را مطابق الگوهای خاص،لاغری افراطی به عنوان حالت جسمی ایده آل تغییر دهند. به منظور دستیابی به این هدف، فرد به رژیم گرفتن رو می آورد که گاهی رژیم گرفتن حالتی افراطی و خطرناک می یابد و شخص علی رغم کسب وزن متناسب، باز به رژیم ادامه می دهد که این وضعیت را بی اشتهایی روانی گویند. واژه”بی اشتهایی” به کاهش اشتها و واژه “روانی” حاکی از آن است که کاهش اشتها دلایل عاطفی دارد.

خانواده به عنوان نخستین انتقال دهنده ارزشهای اجتماعی، نقش مهمی را در این اختلال ایفا می کند. تعامل خانوادگی اغلب بیماران مبتلا، آشفته است و سطوح بالایی از مشکلات خانوادگی و روابط سطحی زوجین قابل مشاهده می باشد.

بی اشتهایی روانی یک اختلال روانی است که طی آن شخص مبتلا ، ترس مفرطی از فربهی دارد و این ترس با کاهش وزن کم نمی شود. آنها هرگز نمی توانند خود را لاغر تصور کنند، حتی زمانی که لاغر ونحیف می شوند باز ادعا می کنند که فربه هستند یا اینکه بخشهای مختلفی از بدنشان، مخصوصا شکم، نشیمن گاه و رانهایشان بسیار فربه می باشد. آنها مکررا خودشان را وزن کرده و سایز بخشهای مختلف بدن را اندازه گیری می کنند، بعلاوه به طور انتقاد آمیزی به تصویر شان در آیینه چشم می دوزند. اگر چند عکس نشان بیمار دهید و از او بپرسید: شبیه کدام هستی؟ دوست داری شبیه کدامیک از این عکس ها باشی؟ آنها سایز بدنیشان را بیش از حد واقعی تصور می کنند و تصویر لاغری را به عنوان تصویر ایده آل انتخاب خواهند کرد. به عبارتی، اعتماد به نفس آنها دقیقا با حفظ لاغریشان مرتبط است. فرد مبتلا از خوردن امتناع می کند تا وزن طبیعی بدنش حفظ شود، معمولا فرد روان بی اشتها حدی را برای وزن خود تعیین می کند که به مراتب پایین تر از حد قابل قبول برای هم سنها و هم قد های آنهاست و غالبا وزن بدنشان به ۱۵ درصد کمتر از وزن طبیعی می رسد.
لاغری

دو نوع بی اشتهایی روانی داریم، نوع اول ریخت محدود کننده است که فرد به طور مفرط از خوردن غذا جلوگیری می کند، و نوع دوم ریخت پرخوری/ تخلیه ای ، در این حالت شخص مرتبا به پرخوری می پردازد و بعد به طرق مختلف شروع به تخلیه می کند.

گرسنگی اختیاری واستفاده از مسهل ها، مشکلات جسمانی نا مطلوب متعددی را در بیماران مبتلا ایجاد می کند، مانند: فشارخون پایین ، کاهش ضربان قلب ، مشکلات کلیوی ومعدی، مشکلات قاعدگی در دختران، کاهش حجم استخوانها ، تیره شدن پوست، شکنندگی ناخنها ، تغییر سطوح هورمونی، کم خونی خفیفی، ریزش مو و…

معمولا بی اشتهایی روانی با افسردگی، اختلال وسواس فکری، اختلال وحشتزدگی وانواع مختلف اختلالات شخصیتی تشخیص داده می شود.

**عوامل متعددی می توانند فرد را در معرض خطر ابتلا به این اختلال قرار دهند که در ذیل به برخی از این عوامل اشاره می شود:

عوامل فرهنگی و اجتماعی

در سرتاسر تاریخ معیارهای اجتماعی برای جسم ایده آل مخصوصا برای زنان مشخص شده است. این معیارهای اجتماعی بسیار متنوع می باشند مثلا در قرن ۱۷، فربه بودن را ارج می دادند ولی درعصر امروز، ایده آل فرهنگ ها مداوما در جهت تاکید بر افزایش لاغری و هیکل های باریک و ظریف پیش رفته است، همچنین افراد فربه در تعارض بیشتری بین ایده آل فرهنگی و واقعیت قرار می گیرند؛ علاوه بر ریخت بدنی نامطلوب، از شخصیت فربه با برخی القاب منفی همچون: بیهودگی شخصیت، فقدان خویشتن داری، کم هوش، حریص و فزون خواه، کمرو ومنزوی و … یاد می شود.

خانواده به عنوان نخستین انتقال دهنده ارزشهای اجتماعی، نقش مهمی را در این اختلال ایفا می کند. تعامل خانوادگی اغلب بیماران مبتلا، آشفته است و سطوح بالایی از مشکلات خانوادگی و روابط سطحی زوجین قابل مشاهده می باشد.

تبلیغات در مورد زیانهای فربهی و اعلام خطر پزشکان در مورد عواقب آن، موجب افزایش آگاهی افراد جامعه به رابطه بین لاغری وسلامتی شده و افراد برای کاهش وزن به رژیم گرفتن روی آورده و تعداد رژیم گیرندگان مرد و زن افزایش یابد و از سوی دیگر، برآورد هزینه های سالانه چند میلیون دلاری صنعت رژیم (کتابها، قرصهای رژیمی، فیلمها، غذاهای خاص) و استفاده از جراحی پلاستیک لیپوساکشن (برداشتن چربی زیر پوست) نشان دهنده فشار اجتماعی و تمایل روزافزون افراد به لاغر بودن است.
زیبایی

دید گاه روان پویشی

طرفداران این دیدگاه معتقدند که بی اشتهایی روانی توسط عده ای که احساس بیهودگی می کنند پرورش داده می شود تا بدین وسیله کفایت و احترام کسب کرده و احساس ناتوانی، بی ثمری و ضعف را از خود دور کنند. سبک پرورش و تربیت والدینی به وجود آورنده این احساس بیهودگی است که آرزوهای والدین بدون توجه به آرزوها یا نیازهای کودک، بر کودک تحمیل می شوند. برای مثال، والدین ممکن است به ترجیح خود و بدون توجه به وضعیت موجود کودک، زمان گرسنگی ، خستگی و… کودک را تعیین کنند. بچه هایی که به این سبک پرورش می یابند، یاد نمی گیرند حالت های درونی شان را بشناسند و متکی به خود بار نمی آیند، و به هنگام مواجه شدن با خواسته های دوران نوجوانی، توجه کودک بر تاکید اجتماع بر لاغری جلب شده و به خاطر کسب کنترل و هویت به رژیم گرفتن افراطی معطوف می شود.

عوامل خانوادگی

خانواده به عنوان نخستین انتقال دهنده ارزشهای اجتماعی، نقش مهمی را در این اختلال ایفا می کند. تعامل خانوادگی اغلب بیماران مبتلا، آشفته است و سطوح بالایی از مشکلات خانوادگی و روابط سطحی زوجین قابل مشاهده می باشد. مادران غالبا مضطرب و جاه طلب هستند و توجه افراطی به ظاهر جسمانی کودک دارند و نیازهای کودکانشان را به خوبی درک نمی کنند، از سوی دیگر پدران سهل گیر و گاها با رفتار مادرانه و منفعل در تصمیم گیری های خانواده می باشند.

درمان

درمان این بیماری چند بعدی است وهمکاری همزمان مشاور تغذیه و روانپزشک یا مشاور ضروری است. متخصص تغذیه با بررسی وضعیت بیمار و برای بازگرداندن کمبودهای بدن، باید برنامه غذایی سالم و مقوی برای بیمار تجویز کند. از سوی دیگر،

روان شناس نیز عوامل عنوان شده بالا را ، تک تک بررسی کرده و درمان متناسب با شرایط بیمار را اتخاذ و اجرا می نماید. گاه درمان شناختی – رفتاری مناسب است گاه درمان روانکاوی، خانواده درمانی و یا درمان دارویی.

بخش خانواده ایرانی تبیان


اسفند ۴م, ۱۳۹۰ | 87 نمايش | دسته: روانشناسی

خانه ی مهر ،حق مسلم اوست

وقتی که وارد آسایشگاه شدم، از در و دیوار آن غم و غصه می‌بارید. انگار در تمام ساختمان گرد غصه پاشیده‌اند. به چهره رنجور و پر از چین و چروک پیرمردان و پیرزنان که نگاه می‌کنی از زندگی سیر می‌شوی.

سالمندان

سالمندی که از آن با واژه هایی نظیر پیری، سالخوردگی، مسنی، معمری، کهنسالی، کلان سالی، بسیار زاد، سال دیدگی، فرتوتی و غیره نیز یاد شده است، مرحله ای است از مراحل زندگانی انسان که پس از تولد، طفولیت، نوجوانی، جوانی و میانسالی فرا می رسد. دراین سن اگرچه قوای جسمی رو به تحلیل می رود ولی خرد و تجربه به حد اعلای خویش می رسد و بدین لحاظ از دیرباز معمول بوده است. اجتماعی را موفق دانسته اند که باخرد پیران و قدرت جوانان همراه و هماهنگ بوده است.

بحث نگهداری از سالمندان و تکریم آنان مسئله‌ای است که در دین اسلام نسبت به آنان تأکید بسیاری شده است. در سوره اسرا به فرزندان هشدار داده شده است که مبادا در دوران پیری و سالمندی کمترین اهانتی به والدین روا نمایند و یا با لحنی زننده و نامناسب که رنجش آنها را بر انگیزد سخن گویند و احترام آنان را به جا نیاورند. در احادیث و روایات نیز فرازهای بسیار زیبا و با شکوهی در این مورد به چشم می آید.

پدیده سالمندی مرحله‌ای از زندگی انسان می‌ باشد که انسان به‌دنبال دستیابی به دیدی یکپارچه و توام با ارزیابی از خود است. در این مرحله از زندگی، انسان به لحاظ عاطفی نیازمند داشتن ارتباطات توام با لطف و توجه بیشتری بوده، به‌خصوص اگر فرد سالمند به‌گونه‌ای دچار افت عملکرد و عوارض و بیماری‌های جسمی باشد

در فرهنگ پویا و غنی کشورمان نیز از دیر باز، سالمندان در جامعه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند و در کلیه آثار پیشینیان
سالمندان

که به ما رسیده است این واقعیت خودنمایی می‌کند تا بدانجا که سرپیچیدن از امر سالمندان و پیران خردمند در این آثار نتیجه خودسری و خیره سری و خامی بیان شده و طریق سعادت تنها در سایه بهره‌گرفتن از تجارب و پند سالمندان دنیا دیده و روزگار آزموده نمایان شده است.ایرانیان به سبب فرهنگ و سنت خاص خود و ”خانواده‌محور“ بودن، در بسیاری از موارد از سالمندان نگهداری می‌کنند. متأسفانه طی چند سال اخیر شاهدیم تعداد سالمندانی که به خانه سالمندان و مراکز نگهداری از آنها فرستاده می‌شوند افزایش یافته و این‌گونه شاهد تغییر دیدگاه خانواده‌ها، نسبت به سالمندان بوده‌ایم.

پدیده سالمندی مرحله‌ای از زندگی انسان می‌ باشد که انسان به‌دنبال دستیابی به دیدی یکپارچه و توام با ارزیابی از خود است. در این مرحله از زندگی، انسان به لحاظ عاطفی نیازمند داشتن ارتباطات توام با لطف و توجه بیشتری بوده ـ به‌خصوص اگر فرد سالمند به‌گونه‌ای دچار افت عملکرد و عوارض و بیماری‌های جسمی باشد. سالمندی برخلاف آنچه تصور می‌شود همراه با آنگونه مشکلاتی نیست که بر سر زبان‌ها افتاده و افراد پیر را مردمی خسته، بیمار، افسرده، بی‌حافظه و جدا مانده تلقی می‌کنند. اینگونه تصورات قالبی و برخوردهای ناعادلانه مبنی بر این نوع تفکرات می‌تواند بر سلامت جسمی و روانی سالمندان تأثیر منفی بگذارد.
سالمندان

سالمند نیازمند شبکه ارتباطی گسترده با فرزندان و خانواده است به‌گونه‌ای که نیازهای عاطفی سالمند و قدردانی از زحمات وی باید در خانواده تحقق یابد و سالمند خود را فردی ارزشمند تلقی کند. در موارد زیادی در جامعه ما سالمندان به‌دلیل نوع رفتارهای اطرافیان احساس پوچی می‌کنند که این مسئله به دنبالش عوارض جسمی و نشانه‌هائی از افسردگی را به‌دنبال دارد.

متأسفانه شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه منجر به این شده تا خانواده‌ها، والدین سالمند خود را به مراکز نگهداری شبانه‌روزی بسپارند و در این مراکز شبکه‌های ارتباطی سالمند با افرادی‌که به آنان عشق می‌ورزیده کمرنگ می‌شود. این امر به‌عنوان یک طرز تلقی منفی در مورد خود و زحمات بی‌شائبه فرد سالمند محسوب شده که در نهایت او را به ارزیابی منفی از خود می‌رساند و همین امر موجب شده تا امید به زندگی در او کاهش یابد. این امر می‌تواند عوارض جسمی و روانشناختی را با خود به همراه داشته باشد، از سوی دیگر به‌دلیل آنکه خانواده‌ها در موارد زیادی با عوارض ناشی از سالمندی آشنا نیستند و تغییرات حاصله در سالمندان را به گونه‌ای ارادی تلقی می‌کنند و طرز برخوردشان با سالمند توام با خشونت و بی‌حرمتی است. این امر آسیب‌های جسمی ـ روانی بسیاری را برای قشر سالمند جامعه به همراه دارد.

سالمندان

دکتر ناصر قاسم‌زاده، روانشناس معتقد است که بی‌حرمتی به سالمند، مسئله‌ای است که در جامعه ما به‌علت داشتن منافات بسیار با مسائل فرهنگی و باورهای اعتقادیمان هیچ‌گاه جایگاه خوبی نداشته و نخواهد داشت. به‌عبارتی باورهای فرهنگی و اعتقادی ما مخالف برخوردهائی از این نوع با والدین است و از آنجائی که نهاد خانواده با حضور پدر، مادر، پدربزرگ و مادربزرگ شکل می‌گیرد نبود هر کدام از این عوامل می‌تواند لطمات جبران‌ناپذیری به پیکره خانواده و مسائل شخصیتی و عاطفی افراد وارد کند. به‌عبارتی آن گروه از افراد نیز که به این مسئله تن می‌دهند به نوعی با احساس گناه مواجه هستند.

از سوی دیگر به واسطه عدم پذیرش مردم و نداشتن جایگاه لازم برای انجام چنین اعمالی در نزد خانواده‌ها و فرهنگ عمومی رایج در جامعه، افرادی‌که به‌عنوان سالمند در این مراکز نگهداری می‌شوند به انواع بیماری‌هائی همچون افسردگی، اضطراب و… دچار هستند. چرا که این قشر از جامعه نیز با پذیرفتن این مسئله دچار یک نوع سردرگمی، احساس یأس و ناکامی می‌شوند. شرایطی که فرد در آن احساس ناکارآمدی و سربار بودن را به معنی واقعی و به‌صورت ملموس تجربه می‌کند.

دکتر امان‌الله قرائی‌مقدم، جامعه‌شناس، مسئله افزایش تعداد خانه‌های سالمندان را از جمله ویژگی‌ها و شاخص‌های کشورهای صنعتی شده می‌داند که هر چه به سمت و سوی زندگی شهرنشینی و صنعتی شدن پیش می‌رویم، این‌گونه مراکز نیز افزایش می‌یابد. به این مفهوم که با تغییر ساختار زندگی خانوادگی از حالت گسترده که سه نسل در زیر یک سقف با یکدیگر زندگی می‌کردند و به‌دلیل وجود وابستگی‌های عاطفی و اقتصادی هیچ مشکلی پیش نمی‌آمد، اما در جامعه صنعتی خانواده هسته‌ای شده و آن وابستگی که در خانواده گسترده وجود دارد در این‌گونه خانواده‌ها دیده نمی‌شود.

در خانواده هسته‌ای و در جوامع صنعتی به‌دلیل معضلات ناشی از صنعتی شدن و این موضوع که زن و شوهر هر دو کار می‌کنند و امکان نگهداری از سالمندان را ندارند آنها را به مراکز مربوطه می‌فرستند که البته از جهاتی بسیار مضر است و صدمات جبران‌ناپذیری بر روح و روان آنان باقی می‌گذارد و در نتیجه زمان مرگ را تسریع می‌کند، چرا که آنها دیگر علاقه و شوق زیستن را از دست داده‌اند و دچار سرخوردگی‌های شدید هستند. در این شرایط آنها از زندگی اجتماعی دور شده و به نوعی مطرود می‌شوند.

یکی از دلایل این است که انسان اگر وابستگی و پیوستگی‌اش را با خانواده و جامعه از دست بدهد، از نظر جامعه‌شناسی و روانشناسی، زمان فرا رسیدن مرگش تسریع می‌شود.

قدر مسلم، عاطفه ایرانی، اسلامی و هویت ملی ما، ایجاب می‌کند که از پدران و مادران خود مراقبت کنیم ـ فردی که تمام سال‌های عمر خود را صرف کار و تلاش و تأمین نیازهای فرزندان و خانواده خود کرده چرا اکنون باید باقی عمر خود را در خانه سالمندان بگذراند

از سوی دیگر، با این عمل ما به کودکان خود می‌آموزیم که در آینده با پدر و مادر خود بدین گونه رفتار کنند. در واقع فرزندان گمان می‌کنند که والدینشان باید به همین سرنوشت دچار شوند.

امروزه تشخیص داده شده که هیچ مکانی برای سالمندان مانند محیط خانه و خانواده مناسب نبوده و همچنین تقویت و حفظ عاطفه، شفقت، تعادل، همبستگی اجتماعی و پیوستگی خانوادگی به‌جزء این نیست که نسل‌های مختلف در کنار هم رشد کنند. به‌علاوه جوانان می‌توانند از تجارب با ارزش پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها بهره گیرند و آن را در موارد مختلف به‌کار نبردند.

قدر مسلم، عاطفه ایرانی، اسلامی و هویت ملی ما، ایجاب می‌کند که از پدران و مادران خود مراقبت کنیم ـ فردی که تمام سال‌های عمر خود را صرف کار و تلاش و تأمین نیازهای فرزندان و خانواده خود کرده چرا اکنون باید باقی عمر خود را در خانه سالمندان بگذراند که به جهت ویژگی‌های فرهنگی جامعه ما، اثرات روانی مخربی بر روح و روان آنها خواهد گذاشت.

اگر چه فلسفه نگهداری سالمندان و معلولین به هر ترتیب در مراکز متمرکز مانند آسایشگاه‌ها، خانه‌های سالمندان و… مذموم و حتی به دید بسیاری از افراد گناه محسوب می‌شود، اما توجه به واقعیت‌های جامعه امروزی این حقیقت را آشکار می‌کند که در هر حال اگر چه این واقعیت تلخ و ناخوشایند است اما باید پذیرفت که بخشی از شهروندان ما، در شرایطی که به سنین سالمندی می‌رسند خواه‌ناخواه به‌دلایل مختلف ممکن است نیازمند به استفاده از این‌گونه مراکز باشند و اگر خانواده‌ای یا شخصی عزیز خود را به مراکز می‌سپارد به معنی بی‌مهری و دور بودن از وجدان و انسانیت نیست.

از سوی دیگر با تغییر الگوهای شهرنشینی و زندگی در آپارتمان‌هائی با متراژ کمتر از ?? متر چگونه می‌توان به این تغییر نگرش دست یافت. هر چند هنوز افرادی هستند که با تمام مسائل و مشکلات اقتصادی کمر خم نکرده‌اند و حاضر نیستند فرد سالمند را از آغوش گرم خانواده محروم سازند، به همین جهت حمایت‌های دولت از این قشر بسیار مؤثر خواهد بود.

همچنین نباید از نظر دور داشت که در برخی موارد، سالمند به‌دلیل عدم تشکیل خانواده فرزندی ندارد تا در این‌گونه شرایط خاص از وی نگهداری نماید یا فرزندانش در خارج از کشور زندگی می‌کنند پس چاره‌ای جزء این ندارد که با پای خود به این مراکز مراجعه کند. پس با توجه به اینکه حدود ?? درصد سالمندان کشور با مشکلات معیشتی روبرو هستند و این مشکلات مالی زندگی آنها را دشوار کرده است دولت باید از سالمندان حمایت کند و برای رفع مشکلات مادی و معنوی آنها، به اقدامات جدی متوسل شود.

سالمند باید که مورد توجه خانواده و اطرافیان است و از تجربیاتش استفاده می‌شود. همچنین خانواده‌ها نیز می‌توانند وظایفی را به سالمند محول کنند تا آنها احساس بیهودگی نداشته باشند.

بخش خانواده ایرانی تبیان


اسفند ۴م, ۱۳۹۰ | 35 نمايش | دسته: روانشناسی

بگذارید زن دیگری را دوست بدارد

ازدواج مجدد به خودی خود عملی دلهره آور است اما وقتی قرار باشد با کسی که همسر اول خود را از دست داده ازدواج کنید خود مشکلات و مسائلی را به همراه دارد که تا قبل از این در هیچ کجای تاریخ نوشته نشده بوده است.

مرگ

معمولاً استرس در طول دوره زندگی در میان همه اقشار جامعه دیده می شود حال این امر در بعضی از مواقع خصوصاً هنگام مرگ همسر تشدید می یابد، همچنین شدت و عمق عواقب منفی استرس در طول مدت ازدواج نیز افزایش می یابد چرا که در حدود نیم قرن زندگی و وابستگی های متقابل، مرگ یکی، دیگری را هم دربرمی گیرد و خود این امر نیز استرس آور است. از دگر سو، زندگی شرایط سخت و دشواری را برای مردانی که به دلایل مختلف همسران خود را از دست داده اند ایجاد می کند. این افراد ناچار می شوند با داشتن فرزند به تنهایی زندگی را سرپرستی نمایند. به این علت نه تنها دچار اختلالات روحی مثل اضطراب و افسردگی می شوند بلکه تنهایی و نبودهمدم و ازدواج نکردن باعث آسیب و مشکلات زیادی برای آنها می شود. استرس های شدید و اختلالات بیمارگونه در آنان به وجود می آید به این علت ازدواج این دسته از مردان در صورتی که براساس شناخت و رعایت اصول انجام شود پسندیده است.

اما شریک این زندگی نیز وظایفی بس سخت دارد :

گذشته را در آغوش بکشید، پنهانش نکنید یا سعی نکنید از آن فرار کنید

نادیده انگاشتن غم و سوگ همسرتان جلوی هیچ چیز را نمی گیرد. فقط باعث می شود او تا آخر عمر در سوگ باقی بماند/ زندگی کردن با انکار وجود آن سوگ فقط مدت زمان بهبودی از آن سوگ را برای شوهرتان طولانی تر می کند. پس بهتر است به شوهرتان فرصت کافی برای حرف زدن درمورد مرحله سوگ و اندوه خود بدهید. خود شما هم باید بتوانید آزادانه و صادقانه درمورد مشکلات مربوط به این سوگ و گذشته شوهرتان با او حرف بزنید.

تقسیم کردن قلب شوهرتان با زنی دیگر اصلاً کار ساده ای نیست اما با ازدواج کردن با مردی که همسر سابقش فوت کرده، باید یاد بگیرید با آن زندگی کنید. وجود همزمان سوگ و اندوه با عشق ممکن است! بدتر این است که بفهمید عشق شوهرتان برای زنی که از دست داده خیلی بیشتر از عشق او به شماست.

به آنها اجازه بدهید خاطراتشان را داشته باشند و در طول زمانیکه یاد می گیرند شما را هم دوست داشته باشند و به جایگاه شما احترام بگذارند، صبور باشید
اجازه ندهید حساسیت درمورد دارایی های مادی برایتان مشکل ساز شود

اگر بخواهید با بی اطمینانی های خود درمورد اینکه شوهرتان شما را بیشتر دوست دارد یا همسر سابقش را، بجنگید آنوقت عکس ها و دارایی های شخصی ازدواج قبلی همسرتان در خانه به مشکل بزرگی برایتان تبدیل خواهد شد. خیلی وقت ها هنگامیکه هر دو طرف در گذشته همسران خود را از دست داده اند و بعد وسائل و لوازم خانه خود را برای خانه جدید با هم یکی می کنند این مشکل بزرگتر می شود.

رمز کار برای غلبه بر این مشکل گفتگو و مصالحه است. خودتان باید بین خودتان تصمیم بگیرید که نگه داشتن کدامیک از دارایی ها برای هر دو شما راحت است و بعد بقیه را به خیریه بدهید. وقتی می خواهید درمورد این مسئله تصمیم بگیرید حواستان به احساسات طرف مقابلتان هم باشد.

درمورد حس همدردی در برخورد با همه اعضای خانواده داغدیده مراقب باشید

چه خانواده زن متوفی شما را بپذیرند یا نپذیرند باید به خاطر داشته باشید که آنها فقدان عظیمی را تجربه کرده اند و سوگوارند. ممکن است بترسند که خاطره دخترشان/خواهرشان/نوه شان یا … به خاطر ازدواج مجدد شوهر شما از بین برود و ناخودآگاه شما را برای آن مقصر می دانند. اگر به فقدان و داغی که تجربه کرده اند همیشه توجه داشته باشید، کنار آمدن با هرگونه رفتار منفی آنها برایتان ساده تر خواهد شد.

به آنها اجازه بدهید خاطراتشان را داشته باشند و در طول زمانیکه یاد می گیرند شما را هم دوست داشته باشند و به جایگاه شما احترام بگذارند، صبور باشید.

درگیر گذشته نباشید و نگذارید اطمینانتان را خدشه دار کند
مرگ

آیا زن قبلی شوهرتان از شما زیباتر/جذاب تر/بامزه تر بود؟ آیا دست پخت بهتری داشت؟ دوست/معشوق/مادر بهتری بود؟ مقایسه کردن امری طبیعی است اما ممکن است جلوی رشد رابطه شما با همسرتان را بگیرد. شوهر شما به این خاطر با شما ازدواج نکرده است که فتوکپی همسر قبلیش بوده اید. او بیشتر از هر کس دیگری از خصوصیات و ویژگی های خاص شما که باعث شد عاشقتان شود آگاه است و مهم نیست که چقدر با همسر قبلی او تفاوت داشته باشید. باید بپذیرید که شما و همسر قبلی شوهرتان دو آدم کاملاً متفاوت هستید که هرکدام خصوصیات و ویژگی های منحصربه فرد و عالی و ارزشمندی دارید که شوهرتان دوست داشته است. به خاطر داشته باشید که تفاوت های منفی که درمقایسه خودتان با همسر قبلی شوهرتان به آن می رسید تنها دلیل این است که به نظر شوهرتان جذاب رسیده اید.

برای تسهیل سوگ همسرتان ، مهربان باشید

دوست داشتن تنها باعث نمی شود شوهرتان همسر قبلی خود را فراموش کند. بله گذر زمان همه چیز را درست می کند و در طول این دوران خیلی جاها ناراحتی جای خود را به شادی می دهد. اما تصور نکنید که سالگرد ترحیم همسر سابق شوهرتان یا سالگرد ازدواج آنها، تولد او، یا تعطیلات دیگر خالی از سوگ و اندوه خواهد بود.

شاید دوست نداشته باشد اندوه و ناراحتی های خود را در این مناسبات خاص با شما درمیان بگذارد چون ممکن است بترسد حرف زدن از آن احساسات شما را خدشه دار کند. در این زمان ها او فقط به درک شما نیاز دارد. با محبت به او خاطرنشان کنید که از اهمیت آن روزها آگاهید و هر موقع که خواست برای شنیدن دردودل هایش حاضرید. حتی می توانید از او بخواهید همراهش به قبرستان بروید. بااینکه کمی دردناک است اما همراه شدن با همسرتان به این طریق برای هر دو شما پاک کننده روح خواهد بود چون می توانید زمانی را کاملاً صادقانه با هم حرف بزنید.

با قطعیت مرزگذاری کنید اما با ملایمت و همکاری

ازدواج با مردی که همسر خود را از دست داده فقط به تحمل سوگ و اندوه و ناراحتی او و ملایمت ختم نمی شود. احساسات شما هم مهم هستند و باید برای آنها ارزش قائل شد، هرچند که دنیای بیرون آنها را پیش پا افتاده و غیرواقعی تلقی کند.

خیلی از زنان چنین مردانی وقتی شوهرشان زن قبلی را “همسر اولم” یا “همسرم” یاد می کنند ناراحت می شوند. اگر شما هم چنین هستید باید این موضوع را قاطعانه با همسرتان درمیان بگذارید و از او بخواهید که به همان اندازه که شما نسبت به سوگ و ناراحتی او حساس هستید او نیز نسبت به این قبیل حساسیت های شما آگاه باشد.

بخوانید، تحقیق کنید و هرچه که می توانید درمورد مراحل سوگ و انتظاراتی که باید از آنها داشت یاد بگیرید

زمانی که ازدواج می کنید بخش اعظمی از مراحل سوگ همسرتان پایان می یابد. اما مثل همه افراد داغدیده همیشه بارقه ای از سوگ برای او باقی می ماند که باید به طور منظم با آن برخورد شود. اگر واقعاً می خواهید با شوهرتان یکی شوید این مسئولیت شماست که تا آنجا که می توانید درمورد سوگ و تاثیرات آن یاد بگیرید.

زندگی یک معلم است، پس شاگرد خوبی باشید. یادتان باشد شما نمی توانید گذشته را تغییر دهید اما می توانید خاطرات آن را آسانتر کرده و با آن رشد کنید

اگر وضعیت برایتان بیش از حد خسته کننده شد، برای کمک گرفتن از دیگران تردید نکنید

خیلی وقت ها شاید ندانید از چه کسی می توانید کمک بگیرید و با کی دردودل کنید، خانم همسایه، دوستانتان در کلاس یوگا، یا شاید هم مادر دوست فرزندتان. البته حرف زدن در این مورد موضوع متداولی نیست به همین دلیل شاید دوستان زیادی در این رابطه با شما همدردی نکنند.

خیلی ها تصور می کنند که این دردها و احساس ها را فقط آنها دارند یا حتی گاهی احساس می کنند احمقند که از این چیزها ناراحت می شوند. به همین دلیل برای شما لازم است که با یک مشاور روانشناس در این مورد مشورت کنید. گاهی اوقات همینکه یک نفر این احساسات شما را طبیعی قلمداد کند اولین قدم به سمت سبهبودی را برمی دارید.

برای زمان حال زندگی کنید و با ارزش گذاشتن بر هر روز به استقبال آینده بروید

هر روزی که زندگی می کنید و هر نفسی که می کشید هدیه ای است از جانب خداوند. باید با ارزش گذاشتن بر تک تک آنها قدردانی خود را نشان دهید. با شوهرتان خاطرات جدیدی بسازید که برای هر دو شما خاص باشد و با ازدواج قبلی او متفاوت باشد.

برای سفر به مناطق جالب و دیدنی که هیچکدامتان نرفته اید برنامه بگذارید. سنت های خانوادگی خودتان را با مال شوهرتان ادغام کنید، دکوراسیون خانه تان را عوض کنید یا اصلاً یک خانه نو بخرید که فقط شما و همسرتان در آن زندگی کرده باشید.

زندگی یک معلم است، پس شاگرد خوبی باشید. یادتان باشد شما نمی توانید گذشته را تغییر دهید اما می توانید خاطرات آن را آسانتر کرده و با آن رشد کنید.

منبع:سلامت نیوز / سایت ویستا


اسفند ۴م, ۱۳۹۰ | 35 نمايش | دسته: روانشناسی

یک قلب برای چند نفر؟

روبر‌وی قاضی ایستاده است؛ قاطع و مصمم. وقتی یادش می‌آید که چطور بعد از ۱۰ سال زندگی، مرد خانه‌اش او را از یاد برد و با کسی دیگر پیمان عشق بست سیل اشک امانش نمی دهد .او از همسرش هیچ چیز نمی‌خواست، مگر یک قلب مهربان که سند شش دانگ منگوله‌دارش فقط به اسم او باشد. اما او این را از او دریغ کرد و حالا زن مقابل قاضی ایستاده است و تنها یک چیز می‌خواهد: «طلاق.»

خیانت

فقط آنانی که خیانت همسر را لمس کرده‌اند می دانند که آمدن یک رقیب به زندگی زناشویی چه طعمی دارد.

وقتی دو نفر پیمان عشق می‌بندند و قسم می‌خورند که روحشان یکی شود ولی در میانه راه یکی پیمان فراموش می‌کند و با پشت پا زدن به همه قول و قرارها راهش را از همسرش جدا می‌کند، طوفانی عاطفی شروع می‌شود که نتیجه‌اش جز فروپاشی بنیان زندگی نیست.

بی‌وفایی، زن و مرد نمی‌شناسد و آن کس که بی‌اعتقادتر به محبت است در بی‌وفایی پیشی می‌گیرد و قلبش را که قرار بود فقط برای یک نفر باشد به همه مشتریان عرضه می‌کند.

اگر همسر خیانتکار، موذیانه رفتار کند و طرف مقابلش نیز به خاطر اعتماد زیاد از خیانتش بویی نبرد، تا مدت‌ها می‌توان رابطه خائنانه را ادامه داد ولی اگر در میانه راه دست‌ها رو شود، اتفاقاتی گاه سخت‌تر از تقاضای طلاق و از هم‌پاشیده شدن خانواده رخ می‌دهد.

بله! پایان یک رابطه همیشه عذاب آور است ، اما حقیقت این است، برخی رابطه ها به دلیل عدم روراستی طرفین ، خود به خود ازبین رفته است!

اگر کسی شما را فریب دهد و خیانت کند ، به دلیل بی اعتمادی بوجود آمده، شما برآن می شوید تا به این رابطه پایان دهید و بهتر است که این کار را زودتر انجام دهید. اتمام یک رابطه بسیار سخت است ولی خوب در غیر این صورت، روز به روز صدمات روحی عمیق تری از جانب طرف مقابلتان بر شما وارد می شود که مسلما” سخت تر از تحمل جدایی است .

در صورت تصمیم به جدایی ، باید تمام مراحل آن را در نظر بگیرید . آیا می توانید او را ببخشید ، حتی اگر دیگر توان با او ماندن را در خود نمی بینید ؟ آیا می توانید به این رابطه ، بار دیگر قوت ببخشید و ادامه دهید ؟ ….. و بعد از بررسی سوالاتی چون موارد ذکر شده ، در نهایت بهترین راه را انتخاب کنید.

همواره در طی مراحل تصمیم گیری و احیانا”، جدایی ، موارد زیر را مد نظر داشته باشید :

خود را سرزنش نکنید

بیشتر وقتها ، نفر مقابل شما سعی دارد که شما را هم به نوعی در ارتکاب خیانتش، مقصر بداند. به هر حال شاید شما هم کمی سهل انگاری کرده باشید ، ولی باز هم هیچ عذری برای خیانت او قابل قبول نیست. به هر صورت وی باید عواقب افکار و اعمال فریبکارانه خود را بپذیرد.

وقتی دو نفر پیمان عشق می‌بندند و قسم می‌خورند که روحشان یکی شود ولی در میانه راه یکی پیمان فراموش می‌کند و با پشت پا زدن به همه قول و قرارها راهش را از همسرش جدا می‌کند، طوفانی عاطفی شروع می‌شود که نتیجه‌اش جز فروپاشی بنیان زندگی نیست

حتی اگر بهترین همراه نبودید و یا او از بودن با شما لذتی نمی برد، بازهم تقصیر شما نیست. وی می توانست بدون خودخواهی، سعی کند با طرح و بررسی مشکلاتش با شما، مسیر را برای ادامه هموار تر کند؛ نه اینکه نفر مقابل خود را فریب دهد.

سعی کنید ببخشید

در مرحله اول، سعی کنید که وی را ببخشید. نه برای او، بلکه برای خودتان. البته که این بخشش رنجش شما را نمی کاهد و به معنای فراموش کردن کاری که او کرده و صدمات روحی که بر شما وارد شده است نیست، همچینن این عفو و ببخشش به این معنی نیست که افکار و احساسات خود را تحت قوانین و کنترل وی قرار داده اید، بلکه تنها دلیل این است که شما را در وضعیت بهتری قرار می دهد و دیگر بیش از این خود را با افکار و احساسات منفی ، بخاطر وی در عذاب نمی گذارید.
طلاق

برای تصمیم به جدایی عجله نکنید

اگر همسرتان پشیمان شد و شما هم هنوز به او علاقه منددید ، می توانید فرصت دوباره به وی بدهید اما در صورتی که به این نتیجه رسیدید که او فرد هوس بازی است و تعهد در زندگی زناشویی برایش مفهومی ندارد ، برای جدایی رسمی اقدام کنید.

اتمام و فراموشی یک رابطه زمان می گیرد

بعد از جدایی ، مدت زمانی را تنها با خود بگذرانید و اجازه دهید تا بتوانید مشکلات و اثرات منفی به جای مانده از رابطه را از ذهن خود کمرنگ و به تدریج پاک کنید. به صحبتهای اطرافیان که خیلی زود شما را برای بازگشت دوباره، تحریک می کنند، توجهی نکنید.

در طول این مدت اگر واقعا” در هم شکستید و نمی توانید بر احساسات خود غلبه کنید، بهتر است با یک دوست مطمئن، اعضای خانواده، یک روحانی و یا مشاور صحبت و مشورت کنید. این شما نیستید که باید با خود کنار بیاد. شما که مقصر نبوده اید و نباید شرمسار باشید. همواره به اطرافیان نزدیک خود که شما را دوست دارند و اهمیت می دهند، اطمینان کنید و اجازه دهید شما را یاری دهند.

منبع:جام جم آنلاین

سایت مردمان


اسفند ۴م, ۱۳۹۰ | 32 نمايش | دسته: روانشناسی

در گوگل محبوب کنید :